تبليغاتX
صدف -
گيلاسهاي همزاد , بي هم رنگ مي بازند , انسانهاي همزاد بي هم جان
 

بسوي معبد خورشيد پيمودن خطر دارد

ولي هر كس از آن ره رفت

بخشي شد ز نور او

هم آوا گشت با فر و شكوه او غرور او



در شطي كان جنبنده تاريخ است نامش

مشو دون قطره ها كا ندر لجن ها بر كران مانند

بشو امواج جوشاني كه دايم در ميان مانند

|+| نوشته شده توسط كاوه در یکشنبه شانزدهم دی 1386  |
 
 
بالا